خوشا شیراز و ....
سلام
-عجب رسم و رسوم غریبی در دنیا حاکم است. زندگی هر یک از ما ادم ها شبیه به یک سناریو ی پر ماجرا و جالب به نظر می رسد.زندگی همه ما آدمها.همه ی همه!حتی کسانی که از دور زندگی آرام و ساده ای دارند.
-این روزها به لطف خدا فیلم زندگی ام روی ماجراهای خوبی گذشت.هر چند لحظه های پر استرسی بود و کارهای سختی انجام شد.اما خدا را شکر .خدا را شکر که مثل همیشه خودش یاورمان بود و آرامش بخشمان.
-الان من اینجا هستم.خانه ی همسرم.خانه ی خودم .کیلومترها دور از خانواده ام.از یک طرف وابستگی ها و دلبستگی هایی که در زادگاهم و نزد پدر و مادر عزیز و خواهران به معنای واقع مهربانم ، به جا گذاشته ام و نیمی از دلم همان جا ، جامانده و جایش را دلتنگی گرفته .و از طرفی دلدادگی و وابستگی ام به همسرم و خانواده ی مهربانش که دلم را روشن میکند و قلبم را امیدوار.
خدایا یاورم باش مثل گذشته مثل همین الان مثل آینده...مثل همیشه...
بعد نوشت:
اینم شیرینی های خوشمزه یزدی برای دوستان عزییز مخصوصا پخموله بانو و نی نی محترم:


خدایا یک نفس آواز!آواز!