بخوان!
سلام
در سنهء چهل و نهم هجرت ، هنگام شهادت امام حسن مجتبی (ع) ، دیگر رویای صادقه ی پیامبرِ صدق به تمامی تعبیر یافته بود و منبر رسولِ خدا ، یعنی کرسی خلافت انسان کامل، اریکه ای بود که بوزینگان بر آن بالا و پایین می رفتند.روز بعثت به شامِ هزار ماهه ی سلطنت بنی امیه پایان میگرفت و غشوه ی تاریک شب، پهنه ای بود تا نور اختران امامت را ظاهر کند ، و این است رسم روزگار: روز به شب می رسد و شب به روز . آه از سرخی شفقی که روز را به شب می رساند!
بخوان! "قل اعوذ برب الفلق"که این سرخی از خون فرزند رسول خدا، حسین بن علی (ع) رنگ گرفته است!
برگرفته از کتاب "فتح خون" نوشته ی سید مرتضی آوینی(روحش شاد)
ضمیمه
۱- مدادرنگی عزیز بالاخره دفاع کرد و رفت و این روزها مهمان امام رئوف است .خوشا بحالش!کاش ما را یادش نره!
۲-به یه نفر آشنا به "متره و برآورد" برای پرسیدن چند سوال نیازمندیم.
۳- در این شبها التماس دعای ویژه.
۴-اللهم الرزقنا زیاره الحسین(ع)...
خدایا یک نفس آواز!آواز!