بسمه تعالی

شهید حمید باکری

روزگاری بوده است که آینه ها پی در پی روزهای سرد زمین را در تابش  خورشید های مکرر غرقه می کردند،اما چیزی نمی گذرد که آینه ها یک یک شکست میگیرند و یاد خورشید در خرده های آینه بر زمین می ماند ،چیزی نمی گذرد که در نبود آینه ها خورشید فراموش می شود و روی در خفا می کند،چیزی نمی گذرد که لاجرم تنها راه ما به خورشید از این پاره های آینه راست میشود.

(به مجنون گفتم زنده بمان،کتاب حمید باکری)

شادی روح بلندشان:

اللهم صل علی محمد و آل محمد